مقایسه ی تطبیقی مرگ فروشنده و لبخند با شکوه آقای گیل از نگاه روانکاوی   

 برای پدرم عطاالله نصرتی که بسیار از او آموخته ام

چکیده:  در این مقاله سعی شده است از منظر نقد ادبی روانکاوی , دو نمایشنامه ی "مرگ فروشنده" اثر آرتور میلر و "لبخند با شکوه آقای گیل" اثر اکبر رادی , تطبیق داده  شده و با خوانش آنها از این منظر لایه های پنهان ناخودآگاه این آثار ـ نباید با ناخودآگاه مؤلفین اشتباه گرفته شود- آشکار شده و نشان داده شود چگونه هر دو اثر از قاعده ی روانی درام خوش ساخت بورژوایی یعنی روایت مرگ قهرمانِِ مرد همچون یک حادثه ی تراژیک به جای روایت اختگی‌اش و اختگی ناقهرمان زن یا مادر به منظور رهایی از  بازنماییِ میل او پیروی  می‌کنند.   واژه های کلیدی:عقده‌ی اختگی، عقده‌ی اد یپ، سوژه، میل (desire ) و سائق (drive )   
مقدمه:نقد ادبی روانکاوی خوانش ادبیات درون یک فرا نظریه مانند روانکاوی به منظور ایجاد یک رابطه ی دو سویه و کشف معانی پنهان اثر ادبی در یک سو و پر کردن  شکاف های فرا نظریه از سوی دیگر است.به بیانی سر راست :نقد ادبی روانکاوی گونه ای نقد ادبی است که برخی از شیوه های روانکاوی را برای تفسیر متون ادبی به کار می برد (پاینده، 1382،23 )این نوع از نقد ادبی با کارهای زیگموند فروید و نوشته ی او در باره ی نمایشنامه‌ی "هملت" اثر شکسپیر که در کتاب  "تعبیر خواب" آمده است , شروع گردید .*1فروید اثر هنری را حاوی پیچیدگی و تنش های روحی مؤلف و خالق اثر می انگاشت و زندگی شخصی مؤلف و اثر او را دستمایه ی تبیین نظریات خویش ساخت و اهمیت فراوانی  برای نویسندگان قایل بود.فروید می نویسد : :نویسندگان خلاق متحدان ارزشمندی هستند و می بایست برای شواهدی که درآثار آنها ارائه می شود ارزش فراوانی قائل بود , زیرا آنان احتمالاً به بسیاری چیزها وقوف دارند که فلسفه ی ما هنوز به آنها  دسترسی ندارد" (فروید، 1382 , 22 ). این اهمیت از این انگاره ناشی می شودکه متن ادبی , شکل دیگری از رویا است که آرزوهای ناخودآگاه و درونی نویسنده را بیان می کند و همانگونه که  رویا   وسیله ای است برای پی بردن به رازهای نهفته و سرکوب شده ی بیمار , متن ادبی نیز ما را از درونیات و ناخودآگاه نویسنده آگاه می سازد.پاینده در مورد شباهت رویا و متن ادبی مینویسد :"متن ادبی به خواب شباهت دارد چرا که  : 1- در هر دو از مستقیم گویی  اجتناب می شود . خواب حرف نمی زند , بلکه نشان  می دهد در هر دو از استعاره و نماد استفاده می شود .2- هر دو نوعی روایت هستند . (پاینده , 1382 , 22 )"با این پیش فرض , نقد ادبی روانکاوی به کاربرد برخی شیوه های روانکاوی در مورد متون ادبی پرداخت .این نقد همانگونه که آمد , از آثار خود فروید شامل نوشته های مختلفی در مورد داستایوسکی , لئوناردو داوینچی , مجسمه ی موسی اثر میکل آنژ و غیره شروع شده و بعد از فروید نیز ادامه پیدا کرده است.اما به طور کلی نقد ادبی روانکاوی را به سه دسته ی کلی می توان طبقه بندی نمود :1-    نقد ادبی روانکاوی معطوف به مؤلف  2-    نقد روانکاوی معطوف به اثر3-    نقد ادبی روانکاوی معطوف به خواننده بیشتر کارهای فروید در دسته نخست می گنجد و معدود آثاری در دسته ی دوم دارد که از جمله‌ی آنها تاویل معروف  او از نمایشنامه ی " ادیپ شاه " سوفوکل است . اما به مرور با خوانش های مکرر از آرای فروید آثاری در زمینه ی روانکاوی ادبی با تمرکز بر "اثر" یا "خواننده" پدید آمدند که بعضی از آنها بسیار راهگشا و بحث بر انگیز شدند . نوشته های ژاک لاکان , که به عقیده ی بسیاری بزرگترین و مهمترین شارح فروید محسوب می گردد،  بر آثار ادبی از جمله نمایشنامه ی هملت و داستان کوتاه "نامه ی گمشده " ادگار الن پو و مقاله‌ی معروف "  سینمای روایی و لذت بصری " اثر لورا مالوی *2 که با استفاده از نظریات روانکاوی فرویدی و آرای لاکان به خوانش نو از سینمای روایی هالیوود در ارتباط با بیننده دست زده اند , از آن جمله اند . این مقاله نیز قصد دارد با بکار بردن قواعد نقد ادبی روانکاوی معطوف به اثر و مخاطب , دو نمایشنامه ی "مرگ فروشنده " و " لبخند با شکوه آقای گیل " را دو باره خوانی کرده و با تطبیق آنها هم ترازی های پنهان و نهفته در ناخودآگاه این دو اثر را به زعم نگارنده , برای خواننده آشکار سازد .

لینک
شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦ - رفیق نصرتی