الف عقده ی ادیپ , عقده ی اختگی

به رغم فروید عقده ی ادیپ وضعیتی است که هر کودکی به ناچار از سر خواهد گذراند "وضعیتی که نتیجه ی اجتناب ناپذیر دوره ای طولانی است که طی آن , دیگران از کودک مراقبت می کنند و او با والدینش زندگی  می کند . این عقده را به این دلیل به نام ادیپ مشخص کرده ایم که ویژگی اصلی آن در افسانه ی یونانی " شاه ادیپ" یافت می شود . قهرمان این افسانه ی یونانی پس از کشتن پدر خویش با مادر ازدواج کرد . این موضوع  که وی نادانسته مرتکب این کار می شود چرا که پدر و مادر خود را نمی شناسد , نکته ای فرعی در حقایق روانکاوانه است "(فروید ,1382 , 52).

پس در واقع عقده ی ادیپ اشاره ی است به سومین مرحله فرآیند رشد روانی کودک که در کرونولوژی خود فروید به سه مرحله ی دهانی , معقدی و تناسلی تقسیم شده است.

" نخستین مصداق میل کودک , منبع تغذیه ی او یعنی مادر است . عشق ریشه در دلبستگی به نیاز ارضا شده ی تغذیه دارد .... و مادر به نخستین و ممقاومت ناپذیرترین مصداق محبوب و نمونه‌ی اول همه ی روابط عاشقانه ی بعدی فرد خواه مذکر , خواه مؤنث ـ تبدیل می شود" 3* ( فروید , 1382 , 53 ).

اما فروید با تفاوت گذاشتن بین دختر بچه و پسر بچه , سومین مرحله رشد روانی مرحله تناسلی را متفاوت می داند.

" هنگامی که پسر بچه از دو یا سه سالگی با ورود به مرحله ی قضیبی رشد شهوانی اش به احساسات لذتبخشی در اندام جنسی اش پی می برد و یاد می گیرد که به میل و اراده ی خودش این احساسات را با تحریک دستی در خود ایجاد کند  آنگاه وی عاشق مادرش می شود .... و می‌خواهد جای پدر را در رابطه ی با مادر بگیرد " (فروید , 1382 , 55 )

اما او به مرور متوجه ممنوعیت این میل می شود اما وقعی نمی نهند تا تهدید ها جدی‌تر می شود . تهدید مبنی بر از دست دادن آلت تناسلی , توسط کودک چندان جدی گرفته نمی شود , تا اینکه متوجه اندام مادر می گردد , آنگاه این تهدید ها را جدی تلقی کرده و به " سهمگینترین ضایعه ی روحی دوره ی پیشابالغی خویش دچار می شود " (فروید , 1382, 55 )

" تهدید به اختگی پیامد های گوناگون و بی شماری دارد که در تمام جنبه های روابط یک پسر بچه با پدر و مادر و بعد ها عموم مردان و زنان تاثیر خواهد داشت . بنابر قاعده , وی از تلاش  برای تصاحب مادر کم و بیش به طور کامل دست بر می دارد تا بدین وسیله اندام جنسی خود را حفظ کند ...... و نرینگی او به نگرشی تمردجو در مورد پدرش عقب نشینی می کند " (فروید , 1382 , 56 )

اما در مورد دختر بچه اوضاع کمی متفاوت است , او که متوجه فقدانی مهم در بدن خویش می‌شود خود را از ابتدا اخته شده می یابد و تمام رشد روانی او تحت تاثیر این فقدان قرار می گیرد وچون مادر را عامل این فقدان و کمبود می پندارد او نیز از محبوب اولیه اش یعنی مادر روی گردان می‌شود .

" جالب است که رابطه ی عقده ی ادیپ و عقده ی اختگی در افراد مؤنث شکلی به خود می گیرد که با همین رابطه در افراد مذکر تا بدین حد متفاوت ـ در حقیقت متضاد است .

چنان که دیدیم , تهدید به اختگی باعث پایان یافتن عقده ی ادیپ پسران می شود ; اما در دختران می بینیم که بر عکس , این عدم بر خورداری از قضیب است که ایشان را ناگزیر به عقده ی ادیپ مبتلا می کند "(فروید , 1382 , 59 )

"فروید در نهایت عقده ی اختگی را به عنوان یک پدیده عام و همه شمول مورد توجه قرار می دهد که ریشه در یک "عدم پذیرش زنانگی " بنیادی دارد .  و نشان دهنده ی یک حد نهایی است که درمان روانکاوی نمی تواند به فراسوی آن برود "(دیلن اونز , 1386 , 345 )

"لاکان به پیروی از فروید معتقد است که عقده ی اختگی محوری است که عقده ی ادیپ حول آن می چرخد . و با وجود این , در حالی که فروید سامان بندی این دو عقده را در پسران و دختران متفاوت می دانست , از نظر لاکان عقده ی اختگی همواره نشان گر لحظه ی پایانی عقده ی ادیپ در هر دو جنس است "(دیلن اونز , 1386 , 346 )

لاکان در باز فرمول بندی خویش از مفاهیم فرویدی , عقده ی هسته ای روان نژندی ( neorous of Complex central )- نامی که فروید به عقده ی ادیپ می نهد را ساختار نمادین نامید.

"در واقع لاکان ترس از اختگی را نه یک ترس از محرومیت واقعی در بدن , بلکه یک فرایند نمادین،  آنچنانکه کودک خود را در موقعیت سوژه‌ی میل در نظم نمادین * 4 می‌بیند،می دانست "(homer,2005,64)

"اختگی" دیگر نه یک کمبود و فقدان عینی بلکه فانتزی قطع قضیب نزد "دیگری بزرگ" است. دیگری بزرگ به منزله ی نظم نمادین , یعنی جایگاهی که گفتمان در آن تولید و جریان دارد . * 5

از این زاویه عقده ی اختگی می تواند حاوی پیچشی روانی باشد که سوژه در هر زمانی و هر سنی با آن روبرو می گردد و مربوط به اتفاقی که در کودکی پشت سر گذاشته باشد نیست.

هر چند " اختگی" ای که برای سوژه در سالهای بعد کودکی اتفاق می افتد حاوی گونه ای تصعید یافتگی فرویدی است0

لینک
دوشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٦ - رفیق نصرتی